روزي كه بشر كاملاً به ناداني خود پي برد، به موفقيت بزرگي دست يافته است؛ زيرا دانش در اين دنيا چيزي جز پي بردن به ناداني نيست.
موريس مترلينگ
موريس مترلينگ
نويسنده بلژيكي (1862 – 1949)
«موریس پولیه در برنارد مترلینگ» (Maurice Maeterlinck)، شاعر، انديشمند، نمايشنامه نویس، فیلسوف و محقق بزرگ بلژیکی در ۲۹ آگوست سال ۱۸۶۲ در شهر «گان» متولد شد. مترلینگ تحصیلات ابتدایی را در کالج «سن بارب» و تحصیلات عالیه را در رشته حقوق و در دانشگاه «گان» به پایان رسانید. وي در سال ۱۸۸۴ و در سن ۲۲ سالگی به عضویت کانون وکلای شهر «گان» انتخاب شد و یک سال بعد، به مقام ریاست کانون دست یافت، اما قوانین خشک مجمع حقوقدانان نمی توانست انديشه هاي بزرگ و طبع کاوشگر او را قانع سازد. از این رو، تا پایان عمر، دست از وکالت کشید. مترلینگ در خانواده خود، زبان آلمانی و فرانسه را آموخت و بعد از ترک شغل وکالت، از دانش زبان انگلیسی برخوردار شد.
در مسابقات فوتسال نوجوانان استان مرکزی تیم عقاب شازند با مربیگری آقای امیر رجبی مقدم در مرحله مقدماتی موفق شد در دربی شهر شازند تیم آتیه سازان شازند را با نتیجه ۶ بر ۱ شکست داده و در بازی دوم نیز با نتیجه ۷بر۱ تیم علی عسگری اراک را شکست داد و نهایتا با پیروزی ۲ بر صفر برابر تیم یاران حضور خود را به مرحله بعدی قطعی نمودند و عزم خود را برای قهرمانی استان جزم کردند و با بازیهای درخشان برای همه حریفان خط و نشان کشیدند.
با آرزوی موفقیت برای آقای رجبی مقدم و بازیکنان تیم عقاب
نیم نگاهی بر تاریخ اجتماعی ایران كافی است تا دریابیم كه همواره در این خاك حكومتهایی كه تنها چهره عوض كرده ولی در جان با یكدیگر یكسان بوده اند ( از حكومتهای شاهنشاهی پیش از اسلام گرفته تا حكومتهای اسلامی خلفا و سپس سلسله هایی كه خوش نامترین آنها صفویان بوده اند ) مردم را رعایا و یا گوسفندان راه گم كرده نامیده و باز هم تنها به همین دلیل كه آنها را فاقد ادراك وشعور تصور می كردند هیچگونه حقی برای آنها قائل نشده و تنها در مواقع دریافت مالیات و یا بروز جنگ و خدمت سربازی اجباری به حساب می آوردند و در غیر این موارد این مردم زجر كشیده نه فقط از هیچ حقوقی برخوردار نبودند بلكه دیده هم نمی شدند. حكومت های خودكامه تنها منافع و حقوق خویش را می نگریستند و لازمه رسیدن به این منافع نفی هرگونه حق برای ملت بود. منافع حكام تكالیفی را بر دوش ملت تحمیل می كرد و بدین ترتیب ظلمی دو چندان بر گرده مردم این بوم وارد می آورد افرادی بدون هیچ گونه حقوق و با وظایفی كمرشكن. گاه حكومت جور چنان بود كه پا را از تعرض به اموال رعایا فراتر نهاده و به جان و ناموس آنان دست درازی می كرد، اگر كشاورزی توانایی پرداخت مالیات سرانه را نداشت معادل آن مالیات را از اسارت ویا فروش فرزندان وی تامین می كردند تاریخ این مرز پوشیده از برگه هایی چنین سیاه است.